به آرزو احترام بگذار
پنجشنبه ۱۲ آذر ۱۳۹۴
0 نظر
1112 بازدید

پسر جوانی ناراحت و آشفته‌حال نزد شیوانا آمد و با اندوه به او گفت: "پدری داشتم که همت و پشتکار چندانی نداشت. بدنش ضعیف و ناسالم بود و در طول عمرش نتوانست شغل مناسب و پردرآمدی را برای خود دست و پا کند...

تحصیلات چندانی هم نداشت و خلاصه یک آدم بسیار معمولی بود که در فقر و تنهایی از دنیا رفت.

اما همین انسان بسیار معمولی برایم وصیت کرده که صبح‌ها از جا برخیزم و به ورزش بپردازم و درس‌هایم را خوب بخوانم و فنون و مهارت روز را به کمال یاد بگیرم. وقتی او خودش نتوانسته در هیچ یک از این امور پیشرفتی داشته باشد، چگونه می‌تواند از من انتظار داشته باشد که به آرزوهایش جامه عمل بپوشانم؟"

شیوانا به چشمان پسر جوان خیره شد و از او پرسید: "یعنی می‌گویی او اجازه دهد تو هم کسی مثل او شوی!؟ یعنی یک فرد ضعیف، کم‌سواد و خیلی معمولی!!؟ فقط به این دلیل که خودش نتوانسته از این مرتبه بالاتر رود!؟"

پسرک آهی کشید و لختی سکوت کرد و آن‌گاه سر بلند کرد و از شیوانا پرسید: "به من بگويید چگونه می‌توانم به روشی غیر از آن‌چه وصیت کرده روح ناآرام او را آرام سازم!؟"

شیوانا تبسمی کرد و گفت: "هیچ راه دیگری وجود ندارد. ما برای آرام‌سازی، رفتگان و عزیزان‌مان باید به آرزوهای متعالی آن‌ها احترام بگذاریم و با جامه عمل پوشاندن به این آرزوها به آن‌ها ادای احترام کنیم. مهم نیست پدر تو چگونه بوده است. او آن‌گونه زندگی را از نزدیک لمس كرد و به این نتیجه رسید که این شیوه زندگی هیچ فایده‌ای ندارد، به همین خاطر آرزو کرد که فرزند عزیزش آن مسیر را دنبال نکند! به همین خاطر وصیت کرد که تو چنان باشی که مثل او نشوی! پس تو هم چاره‌ای نداری! باید به آرزویش احترام بگذاری!"


منبع:فرامرزکوثری-مجله موفقیت

 

نام
ایمیل
متن نظر
عبارت داخل تصویر