ترس و وابستگی
یکشنبه ۲۵ بهمن ۱۳۹۴
0 نظر
859 بازدید

فرد وابسته با وابستگی که پیدا می کند به خود شخصیت می دهد و این شخصیتی که به وسیله آن وابستگی اش پیدا کرده است ،باعث شده است که نتواند از آن دست بکشد .در این مقاله سعی بر بیان راهکارهایی داریم تا مارا...

 

مجددا باهویت اصلی مان آشنا بکند و برای ما آزادی را به ارمغان بیاورد .در زمان های قدیم موقعی که غلام ها را به فروش می رساندند ، هر فردی که توان خرید غلامی را داشت بعد از خریدن غلام ، می گفتند غلام را آزاد کنید. .در حقیقت زنجیرها را از پای غلام در می اوردند و دست هایش را باز می کردند و غلام از آن شرایط سخت و اسفناک گویی زندگی تازه ایی پیدا می کرد و آزاد می شد ،زندگی که به وسیله آن می توانست سرپناه داشته باشد وبسیاری از چیزهای دیگر .حال بستگی داشت به خدمت چه اربابی دربیاید ولی در هر حال زندگی ایکه پیدا می کرد بسیار بهتر از قبلش بود. حال بیایید سری بزنیم به زندگی این روزهای مان که مارا زنجیر کرده است به خودمان .در جایی می خواندم که بندگی کردن آزادی به ارمغان می اورد .

 

پارادوکس عجیبی است  ولی کارکرد دارد . اینجا می خواهم به نوعی دلنشین تر در مورد این بندگی کردن صحبت کنم که تعصبات شخصی را در بر نگیرد .بیایید یک سری به اخبار  موجود در جامعه خودمان که در این روزها همه ما با آن رو به رو هستیم بزنیم . روزی می شنویم که قرار است بی آبی بشود و احتمالا تا چند سال بعد از بی آبی همه ما تلف خواهیم شد . این فرضیه که دقیقا معلوم نیست از کجا وارد کره زمین شده است در حالی شکل گرفته است که ، خوشبختانه 3/2 سطح کره زمین را آب فرا گرفته است و در خیلی از نقاط کره زمین مردم هنوز هم از آب به عنوان نیروی شوم و تاریکی یاد می کنند زیرا سیلاب های زیادی زندگی های آنهارا به  ویرانی کشانده است .حرف امروز من این نیست که ما می توانیم بی رحمانه از آب استفاده بکنیم و آن را به  هدر بدهیم . نه حرف من این است که چه منبعی و با چه نیتی در حال ترساندن مردم است ؟

 

بیایید یک نگاه به بیست ساله پیش بکنیم که دلار 200 تومان بود و همه خانه ها تلویزیون های سیاه وسفید داشتند وگوشی تلفن  فقط تو بعضی از خا نه ها بود و خیلی از مایحتاج روزمره زندگی مردم فقط و فقط از طریق کوپن فروخته می شد و خیلی از نقاط حتی گاز شهری نداشت ،مردم از دو یا سه نوع شامپو صابون حداکثر می توانستند استفاده کنند  .

 

امروز دلار بیشتر از 3600 تومن قیمت گرفته است ولی در همه خانه ها تلفن و تلویزیون های بزرگ تر و امکانات بیشتری را می بینیم برای زندگی واقعا چه منبعی و با چه نیتی در حال ترساندن مردم از بالا رفتن قیمت ارز است ؟ موضوع اصلی که با آوردن این مثال ها برای شما می خواستم بیان کنم ،احساس  عدم امنیتی است که بشر امروز به شدت به آن گره خورده است و اورا تا درگاه پرتگاه ه های عمیق وابستگی کشانده است . طرز فکری که مجبور می کند تا او بیشتر به فکر به دست اوردن باشد و به شدت با از دست دادن مضطرب می شود و نگران و همیشه احساس ناکافی بودن دارد.این احساس ناکافی بودن در اوایل نمود خارجی پیدا می کند و در آن شخص به شدت در پی به دست آوردن است و هر گاه او را نگاه می کنی در حال دویدن برای به دست آوردن چیزی است .بعد از مدتی طولانی تر فکر می کنید چه اتفاقی میوفتد؟فرد مورد نظر که خودرا وقف به دست آوردن بیشتر و بیشتر کرده است ،ناگهان خودرا در حصاری از داشته های خود میبیند و متوجه امری میشود که بسیار آشفتگی بیشتری را برای او به همراه دارد و آن امر این است که من هنوزم کافی نیستم .از طرفی نه توان رها کردن داشته هایش را که برای او رضایت خاطر به ارمغان نیاورده  است را دارد و از طرفی هم می داند حال خوبی ندارد.شاید این مثال رو برخی از شما در بعضی از روابط تجربه کرده باشید که  با اینکه می دانید رابطه ایی بر اساس ایده آل ها و معیارهای شما پایه ریزی نشده است ،اما باز هم توان خروج از آن رابطه را ندارید.احساس ناکافی بودنی که ما را برده کمپانی های بزرگ میکند .مارا در روابط ناسالم جای می دهد.توان خروج ما از یک رابطه ناسالم را می گیرد.ترس عامل اصلی و دشمن شماره یک ما در این مواقع می باشد .به وجود آوذدن سلسله تفکراتی در انسان که دو ترس عمده را برای او به ارمغان می آورد :1. ترس از دست دادن  2.ترس به دست نیاوردن

 

حالا که نگاهی به زندگی خود میندازیم  واقعا متوجه می شویم که چقدر به شدت درگیر این دو ترس هستیم و این ترس ها مارا در بر گرفته اند و همواره از روی این ترس ها درحال عمل کردن بوده ایم ،موقع بیداری است.

 

خبری که در اینجا برای شما دارم و می خواستم برای شما از آن صحبت بکنم این است که موقعی که ما از روی ترس هایمان عمل می کنیم روز به روز ترسو و ترسو تر می شویم . بر فرض مثال اگر تمام دنیا را هم به ما بدهند باز ما رضایت نخواهیم داشت و ناآرام خواهیم بود و هنگامی که ما از روی این ترس ها عمل نمی کنیم روز به روز اجساس قدرت بیشتری می کنیم .مثلا دیگر از روی ترس از تنهایی یا عدم تامین مالی در یک رابطه ایی که در آن به ما خیانت می شود و یا رابطه ناسالمی است برای ما نمی مانیم ویا تمام وقت خودرا صرف به دست آوردن بیشتر و بیشتر نمی کنیم و اوقاتی را هم برای خود ایجاد می کنیم  که در آن بتوانیم  به هدف اصلی زندگی مان توجه بکنیم و آزادانه تر زندگی کنیم .

منبع : وب سایت موفقیت

با ما در کانال دید و انرژی مثبت همراه شوید. منتظر حضور سبز شما هستیم. برای ورود روی عکس زیر کلیک کنید


 

نام
ایمیل
متن نظر
عبارت داخل تصویر