داستان راهب و چشم درد
چهارشنبه ۱۲ شهریور ۱۳۹۳
0 نظر
866 بازدید

می گویند در کشور ژاپن، مرد میلیونری زندگی می کرد که از درد چشم، خواب به چشم نداشت. او برای مداوای چشم دردش، انواع قرص ها و آمپول ها را مصرف کرده و به خود تزریق کرده بود؛ اما نتیجه ی چندانی نگرفته بود. پس از مشاوره ی فراوان با پزشکان و متخصصان متعدد، درمان درد خود را مراجعه به راهبی مقدس و شناخته شده دید. به راهب مراجعه کرد و راهب نیز پس از معاینه به او پیشنهاد داد که مدتی به هیچ رنگی به جز رنگ سبز نگاه نکند. او پس از بازگشت از نزد راهب، به تمام مستخدمان خود دستور داد بشکه های رنگ سبز بخرند و تمام خانه را رنگ آمیزی کنند. همین طور تمام اسباب و اثاثیه ی خانه را با همین رنگ عوض کرد. پس از مدتی، رنگ ماشین، لباس اعضای خانواده و مستخدمان و هر آنچه به چشم می آمد، به رنگ سبز و ترکیبات آن تغییر یافت. البته چشم دردش هم تسکین یافت. مرد میلیونر برای تشکر از راهب، وی را به منزلش دعوت کرد. راهب که با لباس نارنجی رنگ به منزل او وارد شد، متوجه شد که باید لباسش را عوض کرده و خرقه ای به رنگ سبز به تن کند. او نیز چنین کرده و وقتی به محضر بیمارش رسید، از او پرسید آیا چشم دردش تسکین یافته است. مرد ثروتنمد تشکر کرد و گفت:” بله، اما این گران ترین مداوایی بود که تا کنون وجود داشته است.” مرد راهب با تعجب به بیمارش گفت:” بر عکس، این ارزان ترین نسخه ای است که تا کنون تجویز کرده ام. برای مداوای چشم دردت، تنها کافی بود عینکی با شیشه ی سبز بخری. هیچ نیازی به این مخارج نبود.
نتیجه اخلاقی: "برای این کار نمی توانی تمام دنیا را تغییر دهی؛ بلکه با تغییر چشم اندازت، می توانی دنیا را به کام خود در آوری.” تغییر دنیا کار احمقانه ای است؛ اما تغییر نگرش و تفکرات، ارزان ترین و موثرترین روش است، آسان بیندیش، راحت زندگی کن. "

 

منبع: www.g5line.com
منبع اصلی: روز را خورشید می سازد، روزگار را ما / مسعود لعلی- فهمیه ارژنگی/ انتشارات جاودان خرد

 

نام
ایمیل
متن نظر
عبارت داخل تصویر