زندگی آنتونی رابینز
سه شنبه ۱۶ اردیبهشت ۱۳۹۳
1 نظر
1043 بازدید

نام «آنتونی رابینز» برای بسیاری از ایرانیان، نامی آشناست. این شخص در ایالات متحده، کانادا و بسیاری از کشورهای اروپایی دارای شهرت فراوان است. او که تا چند سال پیش، در گمنامی و فقر می زیست، توانست در مدت کوتاهی خود را به ثروت، موفقیت و شهرت کم نظیری برساند و منشأ خدمات فرهنگی، آموزشی و درمانی ارزنده ای گردد: انجام فعالیتهای روان درمانی سریع و مؤثر، رفع انواع مشکلات فکری و روانی مانند ترسهای واهی و بی مورد، ارائه ی سخنرانیهای مفید و مؤثر در شهرهای گوناگون، اجرای برنامه های تلویزیونی، تشکیل اردوهای تابستانی آموزنده برای دانش آموزان مدارس، تشکیل سمینارهای مرتب و پرطرفدار به منظور تقویت روحیه و ایجاد انگیزه تلاش و کوششهای مثبت و سازنده در افراد و بسیاری از فعالیتهای خیرخواهانه و مردمی دیگر.

"آنتونی رابینز"  در سال 1961 در خانواده ای فقیر به دنیا آمد. پس از گرفتن دیپلم متوسطه، به کارهای گوناگونی روی آورد اما توفیق چندانی نیافت. در سن 22سالگی، در آپارتمان 40متری محقری، زندگی مجردی فقیرانه ای داشت و به گفته خودش، ناچار بود ظرفهای غذای خود را در وان حمام بشوید. گذشته از گرفتاریهای مالی، در اثر پرخوری و بدخوراکی، بیش از 120کیلوگرم وزن داشت و به علت چاقی، دچار تنبلی، بیحالی و خواب آلودگی شده بود اما در عین فقر و فلاکت، رؤیاها و آرزوهای جاه طلبانه ای داشت و در عالم خیال، خود را در قصر زیبایی در ساحل دریا و نزدیک به جنگل سرسبزی مجسم میساخت و برای خود، همسری شایسته، اتومبیلی گران قیمت و امکاناتی رؤیایی درنظر میگرفت. سرانجام مصمم شد با چاقی خود مبارزه کند و برای رسیدن به این هدف، به مطالعه ی چند کتاب پرداخت اما مطالب آنها را ضدونقیض یافت و آنها را دور انداخت. پس از آن برای کاهش وزن خود، راهی دیگر جست، به فکر افتاد فردی را که از هر جهت، سالم و دارای تناسب اندام باشد، پیدا کند و افکار، اعتقادات، رفتارها و نحوه تغذیه او را سرمشق خود قراردهد. این شیوه، مؤثر واقع شد و توانست در کمتر از 2ماه، بدون استفاده از رژیم غذایی و تنها با شیوه های روانشناسی و کنترل فکر و ذهن، حدود 15کیلوگرم از وزن خود را کم کند و با توجه به قامت بلند خود (حدود 2متر) تناسب اندامش را به دست آورد.

موفقیتی که در زمینه کنترل وزن نصیب «آنتونی» شد، او را به اندیشه واداشت که شاید این شیوه را بتوان در هر زمان، هر جا، هر زمینه و در مورد هر کسی به کار گرفت. ابتدا معتقد شد که برای به دست آوردن و حفظ تناسب اندام، در وهله اول باید افکار، تصورات و رفتارهای فردی را که از نظر وزن متناسب است، دریابیم. ببینیم آن فرد چه میخورد، چه اندازه میخورد و چگونه میخورد. سپس او را سرمشق قرار دهیم و به همان نتیجه برسیم. پس از آن معتقد شد که ساختمان مغز و اعصاب انسانها، کم و بیش به هم شبیه می باشد پس اگر کسی در نقطه ای از دنیا توانسته است کاری بزرگ را به انجام برساند، من هم که دارای مغز و اعصاب مشابه او هستم، میتوانم عیناً همان کار را انجام دهم و به همان نتیجه برسم، به شرط آنکه از همان راهی که او رفته، بروم و طرز تفکر و رفتارم، شبیه او باشد. او این طرز تلقی را مورد عمل قرارداد و به دیگران نیز توصیه کرد و نتایج را بررسی نمود و به درستیِ این عقیده ایمان یافت. در این هنگام، به مطالعه عمیق کتابهای روانشناسی و شرکت در کلاسهای استادان این علم پرداخت و با فنون تازهای ازقبیل "برنامه ریزی عصبی– کلامی" و "روشهای انجام بهینه کارها" آشنا گردید و چون این شیوه ها را در مورد خود و دیگران به کار گرفت و به نتایج چشمگیری نائل شد، به تدریج توجه افراد بسیاری به سوی او جلب گردید.

در سال 1984 شیوه های تازهروانشناسی را بر روی تعدادی از قهرمانان ورزشی مورد آزمایش قرارداد و آثار آن، در بازیهای المپیک 1984 نمایان گردید. پس از آن، ارتش آمريكا از او برای تدريس روشهای جديد يادگيری به نظاميان، دعوت كرد. «رابینز» ضمن اجرای اين طرح، متوجه نقايص آموزشی ارتش در زمينه تيراندازی گرديد و مدعی شد كه میتواند زمان برنامه های آموزشی مزبور را به نصف کاهش دهد. او نه تنها توانست مدت اين دوره را به كمتر از نصف برساند، بلكه درصد قبولي شركت كنندگان را كه تا آن زمان به طور متوسط 70درصد بود، به 100درصد افزايش داد. قابل توجه اينكه خود او تيراندازی نمیدانست و از اسلحه و جنگ تنفر داشت و آنچه مايه ی توفيق او شد، اطلاعات عميق روانشناسی، لحن نافذ و احاطه بر اصول آموزش و نحوه ی يادگيری بود.

"رابینز" سمینارها و سخنرانیهای متعددی را در شهرهای مختلف برگزار کرد و برنامه های آموزشی فراوانی را برای خردسالان، بزرگسالان، معلولان و عقب افتادگان ذهنی ترتیب داد. او با شیوه های روان درمانی خاص خود، افراد زیادی را از چنگال یأسها، افسردگیها و ترسهای بی مورد (مانند ترس از تاریکی، جمعیت، ارتفاع، مرگ و...) نجات داد، به شهرها و کشورهای متعدد مسافرت کرد و مورد مشورت افرادی از طبقات مختلف ازقبیل رؤسای جمهوری، مدیران و صاحبان صنایع واقع شد.
"رابينز" در سال 1986، در حالی كه بيش از 25 سال نداشت، حاصل انديشه ها و تجربه های عملی خود را در كتابی به نام «به سوی كاميابی» به رشته تحرير درآورد و در آن، رازهای موفقيت خود و بسياری از افراد موفق را آشكار ساخت. اين كتاب در سال 1987، عنوان پرفروشترين كتاب را به خود اختصاص داد.

در سال 1991 كتاب ديگری را به نام «بهسوی كاميابی2 (نيروی عظيم درون را فعال كنيد) روانه ی بازار نمود. اين كتاب نيز مانند كتاب قبلی، به عنوان پرفروشترين كتاب سال انتخاب شد.

از کتابهای دیگر «آنتونی رابینز میتوان به: «تفکر خود را تغيير دهيد تا زندگی شما تغيير کند»، «365گام تا موفقیت (دو جلدی)»، «مهارت در بازی زندگی»، «افکار بزرگ»، «نتایجی بزرگ»، «قدرت شگرف بودن «، «توان بی پایان»، «تکنیکهای ساده برای کنترل زندگی» و... اشاره کرد.
"تونی" زندگی بسیار فوق العاده ای دارد. او به تمام دنیا سفر میکند و موفقیت را به مردم آموزش میدهد! موفقیت «تونی» تنها به درآمد او بسنده نمیشود، بلکه پدری خوب، همسری عاشق، دوستی صمیمی، مربی شخصی و همچنین حامی افراد نیازمند و روحیه بخش انسانها نیز هست. به همان اندازه که «تونی» از انجام همه این کارها احساس خوشحالی میکند، بر او فشار و خستگی نیز وارد میشود. «تونی» در مدت یکسال، بیش از 85 روز برای 50هزار نفر سمینار برگزار میکند و بیش از یکصد روز در هواپیما به سر میبرد! به علاوه مشاوره های مستقل برای شرکتها و تیمهای ورزشی انجام میدهد و به ملاقاتهای شغلی خودش نیز می پردازد. همچنین شرکت را اداره میکند و درضمن سرپرستی یک عده داوطلب را برای تأمین تغذیه 15هزار خانواده در یکصد شهر کانادا و آمریکا به عهده دارد. فروش نوارهای «تونی» بیش از نوارهای موسیقی مشهورترین خواننده ها بوده است. تاکنون 25میلیون نوار کاست از «تونی» در سراسر جهان به فروش رسیده است. قدرت تأثیرگذاری او بر مخاطبان، غیرقابل توصیف میباشد. او بهترین بازاریاب و فروشنده در جهان است و قصد دارد در دنیا تغییر ایجاد کند.

 

نام
ایمیل
متن نظر
عبارت داخل تصویر