زندگی نامه وارن بافت
چهارشنبه ۱۱ تير ۱۳۹۳
0 نظر
694 بازدید

یکی از ثروتمندترین افراد در جهان، كسی جز وارن ادوارد بافت نیست، كه جالب ترین سرگذشت را میان ثروتمندان دنیا از نظر نحوه زندگی، ثروتمند شدن و تفكرات اقتصادی دارد. او بسیار علاقمند است كه عموم مردم از منافعی كه ایجاد می كند، استفاده كنند و آنها را از تفكرات اقتصادی درست آگاه سازد.

وارن ادوار بافت، مشهور به دانشمند اوما ها، در 30 آگوست 1930 در اوهامای ایالت نبراسكا در ایالت متحده آمریكا متولد شد. پدرش هاوارد، در ابتدا دلال سهام شركت ها بود و بعد نماینده گنگره شد. او تنها پسر خانواده و دومین فرزند از سه فرزند بود.وارن ادوارد در كودكی در زمینه ی پول و تجارت استعداد شگفت انگیزی از خود نشان داد. سوابق او و توانایی هایش در محاسبه ی دقیق اعداد در ذهن خود، هنوز هم همكاران تجاری اش را متحیر می كند. بافت در6 سالگی، شش جعبه ی كوكا كولا به قیمت 25 سنت از مغازه ی پدر بزرگش خرید و هر بطری را به ازای یك سكه ی پنج سنتی فروخت؛ در حالی كه كودكان هم سن و سال او بر روی چمن لی لی و بولینگ بازی می كردند.
در 11 سالگی بافت سه سهم شركت citesservice را به قیمت هر سهم 38 دلار، برای خود و خواهر بزرگش به نام دوریز خرید. در مدت كوتاهی بعد از خرید سهام، قیمت هر سهم به 27 دلار كاهش یافت. وارن ترسیده بود اما هیچ اقدامی نكرد تا اینكه هر سهم به 40 دلار رسید ، او خیلی سریع آنها را فروخت و بعد خیلی زود از این كار پشیمان شد، چون سهام citesservice  پس از مدت كوتاهی به 200 دلار رسید.
این تجربه درس بزرگی به اوداد؛ اینكه یكی از اصول مهم سرمایه گذاری، صبر و شكیبایی است.
در سال 1943، بافت به اداره مالیات به دلیل گرفتن مالیات 35 دلاری برای دوچرخه اش، اعتراض كرد و سرانجام موفق شد مالیات 35 دلاری دوچرخه اش را حذف كند. در سال 1947 در 17 سالگی از دبیرستان وودرو ویلسون در واشنگتن D.C فارغ التحصیل شد. در دوران دانش آموزی اش 500 دلار روزنامه توزیع كرد. (این مقدار معادل 081/261/4 دلار در سال 2000 است) پدرش تمایل زیادی داشت تا وارن برای ادامه تحصیل به دانشكده علوم اداری و بازرگانی دانشگاه پنسیلوانیا برود. بافت دو سال به دانشگاه نرفت و عقیده داشت بیشتر از استادها می داند! وقتی پدرش هاوارد در مبارزات مجلس شكست خورد، وارن به خانه یشان در اوما ها برگشت و برای ادامه تحصیل به دانشگاه نبراسكا رفت. با وجود كار تمام وقت، تنها در مدت سه سال موفق شد دوره لیسانس را در این دانشگاه بگذراند و فارغ التحصیل شود.
با وجود سرسختی و مقاومت زیاد، بالاخره راضی شد تا در سال 1951 وارد دانشكده علوم اداری و بازرگانی شود، ولی دانشگاه به دلیل سن كم بافت او را نپذیرفت و او مجبور شد برای دوره فوق لیسانس رشته اقتصاد، به دانشگاه كلمبیا برود.
آنجا سرمایه گذاران مشهوری همچون بن گراهام، كه بافت زندگی و موقعیت های اقتصادی آینده خود را مدیون او می داند، و دیوید دود، تدریس می كردند؛ تجربه ای كه زندگی بافت را برای همیشه تغییر داد.
بن گراهام در طول دهه ی1920 به دلیل داشتن تفكرات نو در زمینه بازار سهام، خیلی زود به عنوان یك سرمایه گذار وتحلیل گر بزرگ معروف شد . او به دلیل بی خطر بودن سهام های ارزان، به دنبال آنها بود.
بافت در طول تحصیلاتش در كلمبیا، تنها دانشجویی بود كه در كلاس درس بن گراهام نمرهA + گرفت. بعد از دوره ی فارغ التحصیلی، بافت تصمیم گرفت تا برای گراهام بطور رایگان كار كند، ولی بن نپذیرفت.
او بعد از رد شدن پیشنهاد كار توسط گراهام، در وال استریت به عنوان دلال سهام مشغول به كار شد. او با استفاده از در آمد كم این دوران ، پمپ بنزین سینكلایر را خرید؛ اما چنان كه انتظار می رفت، پمپ بنزین باز دهی نداشت . بافت به خانه در اوماها برگشت ودر بنگاه پدرش مشغول به كار شد . در آنجا با دختری به نام سوزان تامپسون آشنا شد ودر آوریل 1952 با هم ازدواج كردند.
آنها یك آپارتمان سه خوابه به مبلغ ماهیانه 65 دلار اجاره كردند. آن خانه، مخروبه و پر از موش بود.
در سال 1953 فرزند اول بافت ، به نام سوزی متولد شد. برای صرفه جویی از یك كشوی خراب لباس برای او تخت درست كردند.
در آن سالها سرمایه گذاری وارن به ایستگاه Texaco و چند مشاور املاك محدود بود كه هیچكدام برای وارن موفقیتی كسب نكرد . در این دوران او برای كسب در آمد ، در دانشگاه اوماها شروع به تدریس كرد.
قبل از شروع تدریس، بافت برای غلبه بر ترس حرف زدن در جمع و مكانهای عمومی ، یك دوره آموزش با دیل كارنگی گذراند. بافت در دانشگاه برای دانشجویانی كه میانگین سن آنها دو برابر سن خودش بود ؛ اصول سرمایه گذاری را تدریس می كرد.
همه چیز تغییر كرد. در سال 1954؛ بن گراهام ، استاد دانشگاه بافت و سرمایه گذار مشهور، از او دعوت كرد تا با حقوق سالانه 12000 دلار برای گراهام كار كند. وارن بافت بعد از مدتها انتظار به آنچه می خواست رسید.
بافت و همسرش در حومه ی شهر نیویورك خانه ای اجاره كردند . بافت روزها به تجزیه و تحلیل گزارشات و تحقیق در زمینه های موفقیت در سرمایه گذاری می پرداخت. در طول این دوران تفاوتهایی بین روند كار گراهام و بافت آشكار شد. بافت می خواست بداند كه چگونه یك شركت در بین رقبا به برتری دست می یابد و بن به دنبال اعداد و ارقام بود. همچنین وارن مدیریت شركت را عاملی مهم در سرمایه گذاری می دانست ؛ اما گراهام صرفا به تراز نامه و صورت در آمدو سود و زیان شركت اهمیت می داد و به نوع رهبری و مدیریت شركت كمتر توجه می كرد. بین سالهای 1950تا 1956 وارن سرمایه ی شخصی خویش را از 800/9 دلار به 000/140 دلار رساند. در سال 1954 دومین فرزند بافت به هاوارد گراهام به دنیا آمد.
در سال 1956 بافت با داشتن تجربه ای مناسب و همچنین تجارب ارزنده ی گراهام و با تمام سرمایه ی خود به اوماها برگشت و موسسه ی سرمایه گذاری بافت را تاسیس كرد.
در اوایل می 1956 او با خواهرش دوریز و عمه آلیس به سرمایه ای به ارزش 000/ 105 دلار شریك شد. او 100 هزار دلار در  Buffet Association Ltdسرمایه گذاری كرد. قبل از پایان سال سرمایه وی به 000/300 دلار رسی و یك خانه ی گچ كاری شده با 5 اتاق خواب به قیمت 500/31 دلار در خیابان فارنام خریداری كرد كه آن را حماقت بافت نامید. در همان سال سومین فرزند او به نام پیتربه دنیا آمد . بافت جلساتش را با شركای خود در آن خانه برگزار می كرد . در آن هنگام زندگی او شكل دیگری گرفت . بافت سه فرزند، یك زن زیبا و تجارت خیلی موفقی داشت. در سال 1957 او مالك سه شركت شد.در سال 1958 موسسه ی سرمایه گذاری بافت صاحب 7 شركت شد.
تمامی شركت ها را در یك شركت منسوجات به نام برك شایر هات ویتلفیق كرد در ژانویه 1966سرمایه شركت بافت به ارزش 500/178/7 دلار بودكه بیش از 00/025/1 دلار متعلق به او بود.
درسال1966 شركای بافت، سهام برك شایرهایت وی را به ارزش هر سهم 86/14 دلار خریدند.او در اواخر سال 1966، پذیرش سهامدار جدید را در شركت ممنوع كرد.
بافت در سال 1967 برای برك شایر یك فروشگاه خرده فروشی خصوصی در بالتیمور خرید كه مسولیت ریاست هیات مدیره آنرا برعهده گرفت. برك شایر در سال 1967 به ازای هر سهم ، 10 سنت سود داد.
او در سال 1970 برای اولین بار رئیس برك شایرهات وی شد و نامه ای با این عنوان به سهامداران نوشت.
 
در اواخر همان سال او فرصت پیدا كرد تا شركتی به نام seescandy به مبلغ 25 میلیون دلار بخرد.این خرید بزرگترین سرمایه گذاری برك شایرهات وی بود.
بعد از چندین سرمایه گذاری دارایی خالص او افزایش پیدا كرد در فاصله ی سالهای 1965 تا 1975 ارزش هر سهم برك شایر، از 20 دلار به 95 دلار رسید. در طول این دوره بافت كه صاحب 29 درصد از سهام برك شایر بود;  توانست 14 درصد دیگر از سهام شركت را بخرد و سهام او و همسرش كه 3 درصد از سهام را داشت به 46 درصد رسید.درسال 1973 بافت سهام شركت واشنگتن پست را خرید.این كار او سبب شد تا كاترین گراهام سرپرست روزنامه و نشریات شركت و همچنین عضو هیئت مدیره شود.
با وجود اینكه اصول سرمایه گذاری بن گراهام ساده بود ; او در دوران 21 سالگی وارن بافت , به شكل یك اسطوره درآمد. بافت با خواندن كتاب گراهام به نام (( چه كسی می تواند مشاور خود را پیدا كند)) در تجارت خود تحولی ایجاد كرد. او قصد خرید و سرمایه گذاری در یك شركت بیمه را داشت. در یك صبح دلپذیر یكشنبه بافت سوار ترن شد و به دفتر مركزی شركت بیمه GEICO رفت. وقتی به آنجا رسید درها بسته بودند ولی او منصرف نشد و بی وقفه و محكم در را كوبید تا سرایدار آمد و در را باز كرد. از سرایدار پرسید: (( كسی در ساختمان نیست؟ )) شانس به بافت روآورد. او به طبقه ششم رفت و در آنجا هنوز مردی كار می كرد.
او به سرعت در مورد شركت و فعالیتهای تجاری اش از مرد سوالاتی پرسید. صحبت های آنها چهار ساعت طول كشید. آن شخص كسی نبود جز لوری دیوید سون, معاون مالی شركت. این تجربه بزرگ بافت در اصرار بر انجام فعالیت خود سبب شد تا برك شایرهات وی تمامی شركت GEICO را تصاحب كند.
درسال 1983, بافت از شركت GEICO و با ارائه بیمه ی بیماران, میلیون ها دلار سود بدست آورد. در سپتامبر همان سال بنجامین گراهام, اسطوره بافت درگذشت و او را با تمام خاطرات و نصایحش تنها گذاشت.
بافت شركت برك شایر هات وی را توسعه داد و همچنین در صنایع مختلف سرمایه گذاری كرد. در سال 1979 او با دارایی 140 میلیون دلار برك شایر در ABC سهام خرید. هر سهم به قیمت 290 دلار بود. برك شایر پس از مدت كوتاهی, فروش سهام در ABC را با قیمت هر سهم 775 دلار , شروع كرد و با 1310 دلار پایان داد. ثروت خالص بافت , به 620 میلیون دلار رسید و برای اولین بار نام او در مجله فوربس به عنوان یكی از 400 ثروتمند دنیا معرفی شد.
 
در سال 1998، بافت بیش از 7 درصد سهام شركت كوكاكولا را به قیمت 20/1 میلیارد دلار خرید. او در 1989، به مبلغ 7/9 میلیون دلار هواپیمای جتی برای شركت خرید اما به دلیل انتقادهایی كه خود او در گذشته از مدیر عاملان شركت های دیگر برای چنین خریدهایی كرده بود؛ این عمل را توجیه ناپذیر دانست. در سال 1969 گروه كارسون، بافت را به عنوان پول دارترین مدیر قرن بیستم معرفی كردند.او همچنین در سال 2002،11 میلیارد دلار در برای قراردادهای سلف سرمایه گذاری كرد تا دلار آمریكا را در برابر دیگر پول های در گردش نجات دهد. سود بافت از این معامله ها 2 میلیارد دلار بود. او موفق شد با سرمایه گذاری در شركت هایی كه سهام آنها به ارزش واقعی خود نرسیده بودند، هر روز به ثروت خود بیفزاید و لقب یكی از ثروتمندترین مردان تاریخ را از آن خود كند. كه با اتكاء به توانایی های خود به اینجا رسیده است. در ژوئن 2006 بافت اعلام كرد كه بیش از 70 درصد ثروت خود، یعنی 37 میلیارد دلار از 52 میلیارد دارایی خویش ، را به صورت كمك های سالانه به بزرگترین مؤسسه ی خیریه ی جهان، مؤسسه ی بیل و ملینداگتس می بخشد تا در امور خیریه صرف شود.
در سال 2004 سوزان همسر بافت فوت كرد. او در سال 2006 با آستریدمنكس ازدواج كرد.
رستوران مورد علاقه ی بافت در اوماها، خانه ی استیك گورات است و غذای مورد علاقه ی بافت ، استیك استخوان دار ، خوراك گوشت و سبزی خرد شده است. او یك ماشین كادیلاك DTS دارد، در ضمن ایمیل و كامپیوتر شخصی روی میز كار خود ندارد.
او هنوز در خانه ای كه به مبلغ 31.500 دلار خریده بود و آن را حماقت بافت نامیده بود، زندگی می كند. این خانه در حال حاضر 700.000 دلار ارزش دارد.
فلسفه ی او برای سرمایه گذاری در تجارت، اصلاح روش ارزشمند سرمایه گذاری استاد خویش، یعنی بنجامین گراهام است. گراهام شركت هایی را می خرید كه در مقایسه با ارز ش ذاتی آنها، ارزان بودند. او بر این باور بود در مدتی كه بازار ، این شركت ها را كم ارزش بداند، می تواند سرمایه زیادی بدست آورد. او دلیل می آورد كه سرانجام بازار ، متوجه ارزش كم و غیر عادی این شركت ها می شود و بدون توجه به نوع كار آنها، جهت خویش را اصلاح می كند. به علاوه، گراهام عقیده داشت در كنار تجارت خوب باید یك اقتصاد قوی وجود داشته باشد.
بافت به زمان خرید هم توجه دارد. او نمی خواهد در كارهایی كه ارزش مشخصی ندارند، سرمایه گذاری كند.او منتظر كسادی و اصلاح بازار می ماند تا كالاهای مطمئن وهمچنین سهام شركت های مطمئن را با قیمت منطقی(پایین) خریداری كند زیرا كسادی و ركود بازار سهام ، فرصت خرید ایجاد می كند.
هر گاه در بازار، احتكار رایج باشد، بافت محافظه كار می شود و هر گاه سایرین نگران سرمایه ی خود باشند؛ بافت پر تكاپو می شود. این استراژی دوگانه و متضاد، سبب شده تا شركت بافت به پیشرفت جهانی برسد و خسارت مهم قابل توجهی به این شركت وارد نشود.البته انتقادهایی نیز وجود داردكه برك شایردر طول این دوران فرصت های خوبی را از دست داده است .   بافت معتقد است كه سرمایه گذار در خرید سهام باید به گونه ای آن شركت را مورد بررسی قرار دهد كه گویی می خواهد تمامی شركت را بخرد.
او خود می گوید كه در سال 2006، تنها 18 درصد از درامدش را صرف پرداخت مالیات كرده است در حالیكه كارمندان او با وجود درآمدكمتر 32 درصد، مالیات پرداخت كردند. بافت همیشه سیستم و روند خود را تحسین می كند كه سبب شده تا او به نسبت كمتر از یك منشی مالیات پرداخت كند. وارن بافت بر این باور است كه دلار آمریكا، در یك دوره ی طولانی مدت بی ارزش می شود. او عقیده دارد كه روند رو به افزایش ركود و كمبود معامله در آمریكا ، هشداری است به این معنا كه داراییها و دلار آمریكا بی ارزش می شود، در نتیجه ی این عمل بخش بزرگی از دارایی های ایالات متحده در دستان خارجی ها قرار می گیرد. این موضوع او را وادار كرد تا برای نخستین بار در سال 2002 وارد بازار پول خارجی شود. بافت نسبت به دلار بدبین است. او می گوید كه در جستجوی شركت هایی است كه درآمد خویش را از خارج ایالات متحده بدست می آورند. بافت در شركت پتروچین سرمایه گذاری كرد و در وب سایت برك شایر هات وی موضوع را مورد بحث قرار داد كه چرا بر خلاف بحث های موجود درباره ی این شركت، از آن چشم پوشی نمی كند و هم اكنون سرمایه های كلانی در زمینه های مختلف از جمله بیمه، تولید انرژی، بازار قالی، جواهرات و مبلمان دارد. از جمله شركت های معروفی كه بافت سهامداران آن است علاوه بر كوكا كولا، آمریكن اسپرس و ژیلت است. به دلیل تركیب نظرات شوخی و جدی بافت در زمینه تجارت سخنان او معروف هستند.
مثلا:
- سالها پیش اسحاق نیوتن سه قانون حركت را كشف كرد كه بسیاری از پیشرفتهای دنیا در تكنولوژی و صنعت مدیون آن است و از بهترین كارهای او است اما هیچ كس روی هوش و استعداد نیوتن سرمایه گذاری نكرد! ما میتوانیم حركت ستاره ها را محاسبه كنیم اما دیوانگی انسانها را هرگز. اسحاق دچار سانحه شد و در كشف قانون چهارم ناكام ماند. به نظر سرمایه گذاران , افزایش حركت با كاهش سود همراه است.
-          اگر تنها 1 درصد انسانها خوش شانس باشند, شما حتما خود را در 99 درصد باقیمانده قرار می دهید.
 
-          همیشه می دانستم كه ثروتمند می شوم , حتی یك لحظه هم به آن شك نكردم

منبع: www.http://young-rich.mihanblog.com/extrapage/buffett

نام
ایمیل
متن نظر
عبارت داخل تصویر