وقت طلاست
چهارشنبه ۲۱ خرداد ۱۳۹۳
0 نظر
865 بازدید

بنجامین فرانکلین، نویسنده و دولتمرد، مشغول صفحه بندی و نشر روزنامه در فیلا دلفیا بود که مردی وارد انتشارات او شد. این مرد پس از نگاهی اجمالی انداختن به جزوات و کتاب هایی که در معرض فروش گذاشته شده بودند، یکی از کتاب ها را بر داشت و از دستیار او پرسید:« قیمت این کتاب چقدر است؟» دستیار گفت:« یک دلار.» مرد با تردید و دودلی پرسید:« تخفیف ندارد؟» دستیار گفت:« نه، متاسفانه.» مرد خواستار دیدار فرانکلین شد و فرانکلین سخت مشغول کار بود و به نظر می رسید مشتری اعتنایی به این مساله نداشت. او به هر حال به محض دیدن فرانکلین خواستار تخفیف در قیمت کتاب شد. فرانکلین گفت:« قیمت کتاب یک دلار و پانزده سنت است.» مشتری با شنیدن قیمت تعجب کرد و گفت:« اما دستیار شما قیمت آن را یک دلار گفتند!» فرانکلین پاسخ داد:« اگر کتاب را به آن قیمت می خریدی، من اعتراضی نداشتم. اما توجه داشته باشید در کار بنده وقفه ایجاد کردید!» مشتری باز تسلیم نشد و گفت:« دست بردار، آقای فرانکلین، قیمت نهایی کتاب با تخفیف چقدر است؟» فرانکلین گفت:« یک دلار و نیم! در ضمن، فراموش نکنید هر چه بیشتر به این چانه زدن ها ادامه دهید، وقت بیشتری از من می گیرید و در نتیجه، بنده مجبور هستم قیمت کتاب را همچنان بالا ببرم!» مشتری سرانجام به این درس قدیمی واقف شد که « وقت طلاست.»
\r\nنکته:هر چیز که امروز هستید و هر چیز که در آینده خواهید شد، به طرز تفکر و طرز استفاده از وقتتان بستگی دارد. افراد موفق در مقایسه با افراد ناموفق در یک دوره ی زمانی یکسان توانایی انجام کار بیشتر را دارند. آنها اهداف شفاف، برنامه های ویژه و تقویم های کاری بسیار سازماندهی شده دارند و به همین خاطر می توانند همیشه بر روی ارزشمندترین کاربرد وقتشان متمرکز شوند. یک چیز که همه ی آنها بطور مشترک دارند، آن است که به نظر می رسد در مدت زمان معین در مقایسه با اطرافیان خود، کار بیشتری انجام می دهند. آنها از دقایق و ساعت های هر روز زندگی خود به طور دقیق استفاده می کنند. آنها بسیار فعال و کارآمد هستند و در صورت لزوم، کارهای بیشتر و سخت تر و با ارزش تر انجام می دهند و در نتیجه به نتایج بهتری دست می یابند.

\r\n\r\n

منبع: www.g5line.com

\r\n
نام
ایمیل
متن نظر
عبارت داخل تصویر