چشمها را باید شست
سه شنبه ۲۴ تير ۱۳۹۳
0 نظر
488 بازدید

دو مسافر برای رفع خستگی در کنار رودخانه ای توقف کردند. دختری می خواست از رودخانه بگذرد اما توان آن کار را نداشت و نیازمند کمک بود. یکی از آن دو مرد دختر را بغل کرد و به آن طرف رودخانه برد.
آن دو مسافر به راه خود ادامه دادند. مسافر دیگر در تمام راه سکوت کرده بود تا آنکه پس از ساعت ها لب به سخن گشود و گفت: ” در آیین ما تماس با جنس لطیف حرام است. نباید به آن دختر دست میزدی.”
دوستش به او پاسخ داد: ” من آن دختر را در کنار رودخانه ترک کردم، اما تو تا الان او را ترک نکرده ای.”
چشم ها را باید شست جور دیگر باید دید، مانند داستان چه کسی راست می گوید؟

منبع: www.g5line.com

منبع اصلی: کتاب تو توی؟!-جلد سوم/امیررضا آرمیون/نشر ذهن آویز

نام
ایمیل
متن نظر
عبارت داخل تصویر